فعل عبارت K

خانه » فعل عبارت K

نگه داشتن * اطراف مفید هستند، قابل دسترسی هستند من همیشه یک فرهنگ لغت را برای ترجمه کلمات جدید نگه می دارم.
در + نگه دارید تسلیم نشوید (یک فعالیت)، برای ادامه دادن شما باید در مطالعات خود نگه دارید.
نگه داشتن * دور جلوگیری از دسترسی به، عقب نگه داشتن بچه ها را از کوکی ها دور نگه دار.
عقب بایست نگه داشتن یک فاصله امن، باعث حفظ فاصله دور عقب بایست! ساختمان سوزان در حال فروپاشی است.
نگه دارید * پایین استفراغ نکنید، پرت نکنید، در شکم خود نگه دارید اگر من آن را بخورم، می دانم اگر می توانم آن را حفظ کنم.
نگه داشتن در در یک مکان خاص نگه دارید، چیزی در مکان خاص داشته باشید وقتی من از آن استفاده نمی کنم، گذرنامه من را در این کشو نگه می دارم.
نگه داشتن * خاموش جلوگیری از قدم زدن یا صعود به چیزی گربه را از نیمکت نشینی نگه دارید
ادامه ادامه دادن او بعد از همه از او خواسته بود متوقف شود.
نگه داشتن * خارج جلوگیری از ورود سگ را خارج از باغ نگه دارید او گلها را حفر میکند.
نگه داشتن * بیش از چیزی را پوشش دهید، چیزی را در بالا قرار دهید من شبانه در بین دوچرخه خودم نگه میدارم تا از رطوبت جلوگیری شود.
به + ادامه دهید ادامه دادن، ادامه دادن (یک فعالیت) همه گفتند که هرگز پازل را تمام نخواهد کرد، اما تا زمانی که انجامش ندهد، به آن ادامه داد.
نگه داشتن اقامت در برنامه مورد نیاز اگر میخواهید اینجا کار کنید، بایستی ادامه داشته باشد.
نگه دارید * تا + ادامه دادن شما یک کار عالی انجام میدهید! آن را نگه دارید
با + نگه دارید اقامت در برنامه با (فرد، حجم کار، مشق شب) من خیلی خواندنی هستم که نمیتوانم با تمرینهای نوشتاری ادامه دهم.
لگد زدن نشستن یا دروغ گفتن (برای استراحت) بعد از کار من دوست دارم پشت جلوی تلویزیون پشت سر بگذارم و آرام باشم.
پا زدن شروع به گرفتن اثر دارو به مدت یک ساعت طول می کشد

نظرات فیس بوک