فعل عبارت B

خانه » فعل عبارت B

برگشتن متوقف کردن دفاع از نظر شما در یک بحث جین هرگز پشت سر هم نیست. او همیشه استدلال می برد.
عقب افتادن نگه داشتن (وعده، توافق، معامله) سام در آخرین لحظه پشت سر گذاشت.
پشت + از نگه داشتن (وعده، توافق، معامله) سام در آخرین لحظه از قرارداد خارج شد.
پشت * تا + پشتیبانی می کند شما نیاز به نمونه هایی دارید تا نظر خود را پشت سر بگذارید.
پشت سر هم حرکت به عقب، معکوس کردن می توانید کمی به عقب برگردید تا بتوانم این کشو را باز کنم.
bawl * out انتقاد، تجاوز (inf.) او برای رسیدن به اواخر او را مجبور کرد.
پایین بردن + گاز سربازان مجبور بودند بر روی بند چرمی فرود بیایند در حالی که پزشک یک گلوله از بازوی سرباز برداشت.
پایین بردن + اقدامات قوی علیه ایالات متحده آمریکا قاچاقچیان مواد مخدر است.
خرس بر روی + باید با این اطلاعات ممکن است در این مورد تحقق یابد.
تحمل کن تحمل کردن من فکر نمی کردم که او در این وضعیت خیلی خوب عمل کند.
زیر + زیر خرس تحمل کردن چگونه او تحت چنین فشار شدید خرسند شد.
خرس با + صبور باش لطفا با من بپرسید در حالی که من کاغذ را پر می کنم.
ضربه در بازدید غیر منتظره (inf.) پسر عموی من به طور غیر منتظره با تمام خانواده اش منفجر شد.
گذشتن بدون ایجاد یک مشکل عبور می کند تمام این تبلیغات منفی در عرض چند هفته به تأخیر خواهد افتاد.
ضربه * تا + منفجر شدن؛ از بین بردن مواد منفجره استفاده کنید تروریست ها پل را به زیر انداختند.
منفجر کردن منفجر شدن این بمب قبل از اینکه بتواند آن را تخریب کند، منفجر شد.
منفجر کردن ناگهان بسیار عصبانی شد وقتی جوآن خبر را شنید، او را منفجر کرد و از اتاق خارج شد.
شکستن * پایین + تجزیه و تحلیل در جزئیات ما باید این مشکل را حل کنیم تا مشکل حل شود.
درهم شکستن توقف کار به درستی کامیون در کویر فرو ریخت
درهم شکستن بیمار روانی شود او بعد از اینکه شوهرش مرد.
شکستن * در + پوشیدن یا استفاده از چیزی جدید تا زمانی که راحت است من باید قبل از رفتن به پیاده روی این کفش ها را بشورم.
در میان صحبت کسی دویدن قطع کردن در حالی که ما در حال بحث در مورد وضعیت بود، Terri شکست داد تا به نظر او.
در میان صحبت کسی دویدن یک محل غیرقانونی وارد کنید سرقت در بین نیمه شب و 3 AM شکست خورده است.
شکستن در + وقفه (مکالمه) جین در مکالمه شکست و به ما گفت که برای بازگشت به کار.
شکستن به + خانه را به طور غیرقانونی وارد کنید سارق از نیمه شب و 3 AM به داخل خانه شکسته شد.
شکستن به + وقفه (مکالمه) جین در گفتگو صحبت کرد و به ما گفت آنچه را می دانست.
شکستن * خاموش + پایان چیزی صالح او را به سمت جان برساند.
تاول زدن به شدت ظاهر می شود اعتراضات خشونت آمیز در پاسخ به کودتای نظامی آغاز شد.
شکستن + برای جشن گرفتن چیزی غیرمعمول استفاده کنید او شامپاین را برای جشن ارتقاء خود به وجود آورد.
شکستن از + فرار قاتل از زندان خارج شد.
شکستن * تا + به تکه های شکسته من کراکر را به قطعات تقسیم کردم و آن را به سوپ گذاشتم.
شکستن * تا + پراکنده شدن (یک جمعیت)، توقف (مبارزه) پلیس پیش از آنکه از کنترل خارج شود، تظاهرات را شکست.
تفکیک کردن پایان رابطه سام و دیان دوباره شکست خوردند رابطه ی سنگی چیست؟
* حدود + را بیاورید باعث اتفاق می افتد دموکراسی تغییرات بزرگی در زندگی مردم به بار آورد.
* همراه با + همراه آوردن هنگامی که ما به جنگل می رویم، راهنمایی حیات وحش خود را در کنار هم قرار دهیم.
* اطراف تغییر ذهن کسی، متقاعد کردن کسی او نمی خواهد برود اما ما در نهایت او را به اطراف می آوریم.
* دور یادگیری یا کسب (از یک تجربه) سفر من به صحرای غربی مشکل بود، اما من برای زندگی از تجربیات قدردانی کردم.
+ را خاموش کنید موفقیت در چیزی دشوار یا غیر منتظره شما بانک را دزدیدید من نمی توانم باور کنم که شما آن را بیرون آورده اید.
* در + بردارید چیزی را ایجاد کنید نمی توانم باور کنم او خیلی عصبانی بود چه اتفاقی افتاد؟
* از + خارج شوید برجسته، استرس پیراهن جدید شما رنگ چشم های شما را به ارمغان می آورد.
* بیش از + به خانه کسی بیاورید وقتی به من مراجعه می کنید، چرا شما بیش از پسر خود را نمی آورید.
* به احیای هوشیاری ما از نمک های بوی بد برای آوردن او پس از از بین بردن استفاده کردیم.
* تا + ذکر من نمی خواستم بفهمم که او بیکار بود.
* تا + بالا بردن (یک کودک) سام در کارولینای جنوبی آورده شد.
قلم مو * خاموش + نادیده گرفتن چیزی یا کسی (inf.) مری، دوست پسر سابقش را در حزب خاموش کرد.
سوزاندن * پایین + نابود کردن با تنظیم آتش به کودکان هنگام بازی با مسابقات، خانه را سوزاندند.
سوزاندن سوزاندن تا زمانی که کاملا رفته (ساختمان) دو ساختمان در آتش سوختن.
سوختن داغ شود من اینجا در حال سوختن هستم - پنجره را باز کنید
سوختن از آتش استفاده کن مقالات در آتش سوزانده شدند.
سوختن + تا از بین بردن با آتش او فایل ها را سوزاند
خرید * خارج از + سهام یک شرکت را بخرید یا سهام دیگری که متعلق به یک شرکت است Pacific Inc. توسط یک شرکت از اورگان خریداری شد.
خرید * تا + کل عرضه چیزی را خریداری کنید ما تمام آبجو را در فروشگاه خریداری کردیم.

نظرات فیس بوک