پسوندهای ادعایی: اسم یا فعل + پسوند

پسوندها کلاس کلمه را تغییر می دهند، از جمله فعل به اسم یا اسم به صفت، اما آنها همچنین می توانند معنی را تغییر دهند (به بخش های B و C زیر مراجعه کنید).

اسم یا فعل + پسوند

اسم or فعل پسوند صفت ها
خطر، شهرت شدید خطرناک، مشهور (= شناخته شده)
موسیقی، صنعت سیاست، اقتصاد -ال موسیقی، سیاسی، صنعتی، اقتصادی (= موجب صرفه جویی در هزینه شما)
ابر، مه، خورشید، خاک -y ابری، مبهم، آفتابی، کثیف (تمیز نیست)
جذب، ایجاد کنید ، من دارم میرم جذاب (= زیبا، خوب به نگاه کردن)؛ خلاق (= توانبرای تولید ایده های جدید؛ با تخیل

توجه داشته باشید: گاهی اوقات تغییرات املایی وجود دارد. مثالهای معمولی هستند:

مخلوط دوزخ

  • خورشید / آفتابی،
  • مه / مه آلود

از "نهایی"

  • ایجاد / خلاق،
  • شهرت / معروف

از قبل "آل" نهایی را ترک کنید

  • سیاست / سیاسی؛
  • اقتصاد / اقتصاد

تغییر 'ی' به 'i' قبل از 'al'،

  • صنعت / صنعتی

-able / abl /

این پسوند (همچنین در بعضی از واژگان)، برای ایجاد بسیاری از صفت ها از اسم ها یا فعل ها استفاده می شود:

  • لذت بخش
  • راحت
  • آگاه (= خیلی زیاد می داند)
  • مناسب (= درست / درست برای یک وضعیت خاص)

اغلب، قابل استفاده -میلی) معنای "می تواند انجام شود".

  • چیزی است که قابل شستشو است "می توان شستشو".
  • آشامیدنی
  • قابل فهم (= می توان درک کرد یا درک کرد)
  • قابل اطمینان (= قابل اعتماد بودن یا اعتماد است، به عنوان مثال یک ماشین یا دستگاه دیگری که هرگز اشتباه یا خراب نخواهد شد).

کلمات با پایان دادن به قابل اجرا اغلب بیان معنا مقابل با اضافه کردن پیشوند un-:

  • قابل تمدید نیست
  • غیر قابل اعتماد
  • unbreakable (= نمی تواند شکسته شود)
  • نامعتبر است
  • ناراحت

کلمات پایان دادن -جالب افزودن پیشوند که در-:

  • غیر قابل درک
  • انعطاف پذیر (کسی که انعطاف پذیر است ایده ثابت در مورد چیزی است و می تواند به سرعت و یا به راحتی تغییر نمی کند؛ جدول زمانی انعطاف پذیر نمی تواند به راحتی تغییر)
  • غیر خوراکی (= نمی تواند خورده شود)

- بدون واسطه

پسوند ، به هنگام قرار اغلب به معنی "پر از + معنی صفت:

  • مراقب باشید، شما پر از مراقبت است
  • اگر شما مفید هستید، پر از کمک هستید
  • دردناک (= درد زیادی دارد)
  • مفید
  • متفکر (= کسی که متفکر است مهربان است و همیشه در مورد دیگران فکر می کند؛ یک اقدام متفکر نشان دهنده مراقبت از دیگران است)

پسوند -less به معنای بدون + معنای صفت:

  • اگر شما بی دقتی هستید، چیزی را "بدون مراقبت" انجام می دهید.
  • بدون درد، بی فایده (= بدون استفاده و یا عملکرد) بی فکر، بی خانمان و بی خانمان (= با هیچ جا زندگی می کنند)

توجه داشته باشید: شما می توانید این را ببینید ، به هنگام قرار و کمتر اغلب با کلمات مشابه برای ایجاد مخالف استفاده می شود. این همیشه درست نیست: فردی با یک خانه نیست همسر.

ضمائم اغلب استفاده می شود

ضمیمه ها در انتهای کلمات آمده است. آنها به شما کمک می کنند تا معنی یک کلمه جدید را درک کنید. در اینجا برخی از پسوندهای رایج وجود دارد.

پسوند معنی مثال ها
ار، یا (اسم) شخص کارگر، شناگر، مربی
ار، یا (اسم) ماشین، چیزی آشپزخانه، پردازشگر کلمه
کامل (صفت) پر از مفید، زیبا
ology (اسم) موضوع مطالعه جامعه شناسی، روانشناسی
ics (اسم، منحصر به فرد) موضوع مطالعه اقتصاد، سیاست
کمتر (صفت) بدون بی فایده، بی پایان
ly یک قاعده را از الگویی می سازد متاسفانه، با خوشحالی
برجستگی اسم انتزاعی را از یک الگویی ایجاد می کند شادی، غم و اندوه
y یک علامت را از اسم ایجاد می کند شنی، آفتابی

- قادر

  • در دسترس باور نکردنی بدبختی

- انس

  • رعایت رعایت موارد

- آری

  • بیمارستان افتخاری خیالی

- ان

  • اعتماد به نفس اعتماد به نفس

- انس

  • آرامش استقلال سکوت

- ery

  • قرعه کشی وفاداری سفال

- داماد

  • حکمت سلطنت آزادی

- اره

  • مدرس مدرس مدرس

- مادرم

  • دلبستگی ناامیدی تنهایی

- نداشتن

  • تجهیزات خوشبختی مودبانه

- تور

  • امضای مخلوط ثابت

- اورا

  • بروشور رطوبت دندان

- یون

  • احساس آرامش روحانی

- ition

  • تکرار رقابت شهودی

- بخش

  • آموزش تولید انتخابات

- Ious

  • شورش مرموز خشمگین

- خودم

  • تمرین تخصصی

- ize

  • به طور خلاصه حفظ کنید

- مورچه

  • امتناع پروتستان سکوت

- ible

  • قابل انعطاف پذیر قابل هضم است

- اره

  • آزمایشگاه رؤیت حسی

- ایان

  • سیاستمدار الکتریک کمدی

- یا

  • تماشاگر داور خالق

- Ation

  • رزرو حمل و نقل هوایی

- سونی

  • تلویزیون بحث سایش

- ous

  • خشمگین، هیجان انگیز عصبی

- کمتر

  • بی اعتنایی بی دقتی

پیشوند ها اغلب استفاده می شود

پیشوند ها (در ابتدای کلمات) می تواند به شما در درک آنچه کلمه ی جدید معنی می دهد کمک کند. در اینجا برخی از پیشوند های رایج وجود دارد.

un- و dis-

این پیشوندها دارای دو معنی هستند: آنها می توانند معنای منفی (همانطور که در بالا ذکر شد) باشند، اما آنها همچنین می توانند به معنای "مخالف یک عمل" یا "معکوس شدن یک عمل" باشند. این معنی با افعال خاص استفاده می شود.

  • I قفل شده درب را ترک کردم، اما کلیدی را از دست دادم، بنابراین نمی توانم آن را انجام دهم باز وقتی که برگشتم
  • مجبور بودم بسته چمدان من (= همه چیز را در آن قرار داده) بسیار سریع، پس وقتی من غیر بستهای (= همه چیز را گرفته بود) در هتل، اکثر لباس های من وحشتناک بود.
  • هواپیما به نظر می رسد در آسمان، و سپس به طور ناگهانی ناپدید شد پشت ابر.
  • صبح تو لباس بپوش (= لباس خود را)؛ وقتی تو به رختخواب میای دریافت کنید لباسشویی (= لباس های خود را بردارید)

دوباره (= دوباره)

  • تکلیف من وحشتناک بود، بنابراین من مجبور بودم مجدد آن است.
  • مغازه بسته شده است اما خواهد شد باز کردن ماه بعد
  • من امتحانامو شکست دادم اما میتونم دوباره باز کن (و یا مجدد / مجدد) آن سال بعد.

بیش از حد (= بیش از حد)

  • فکر میکنم رئیس من است بیش از حد آن را در حال حاضر (= کار بیش از حد سخت؛ همچنین بیش از حد کار)
  • من خیلی دیر به خواب رفتم و من فراموشکار (= بیش از حد طولانی) صبح.
  • دستیار فروشگاه بیش از حد من (= از من پرسید که پول زیاد است)

اشتباه (= بد یا اشتباه)

  • من می ترسم اشتباه آنچه او گفت.
  • دو نفر از دانشجویان اشتباه اولین سوال


پیشوند معنی

مثال

a

نه

آسپتیک، نامتقارن
ab

دور از

غیر طبیعی، غایب
مخالف

در برابر

آنتی بیوتیک، ضد یخ
خودکار

ادامه مطلبپیشوند ها اغلب استفاده می شود

لیست ریشه

A، AN- نه بدون

آمور، آتروفي، نامتقارن، هرج و مرج، بيهوشي، ناشناسي، ناهنجاري

AB، A- از، دور، از هم جدا

بی عدالتی، سرپیچی، انحراف، نفرت، بی حرمتی، بی احترامی، بی حوصلگی، انصراف، بیگانه، آزادی، بی اعتمادی، انصراف، جلوگیری، بی توجهی

AC، ACR- تیز، ترش

اسید، آرگبیک، تشدید، حاد، تنگی، تلخی، تلخی، زخم

AD، A- به سمت

adherent، adjunct، admonun، adroit، advent، abeyance، abet، accede، acquiesce، wealthy، aggrandize، aggregate، relief، allege، attribution، dispersion، aspire، assail، attest

ALL، ALTR- یکی دیگر

نام مستعار، بیگانه، بی معنا، بی نظیر

AM، AMI- عشق

دوستانه، دوستانه، مهربان، دوستی

AMBI، AMPHI- هر دو

مبهم، دوسوگرا، ambidextrous، دوزیستان

AMBL، AMBUL- راه رفتن

amble، ambulatory، perambulator، somnambulist

ANIM- ذهن، روح، نفس

حیوان، خصومت، یکنواخت، بزرگوار

ANN، ENN- سال

سالانه، سالیانه، درآمد سالانه، دوسالانه، چند ساله

ANTE، ANT-قبل از

پیش قدم، پیش از موعد، ضد انعکاس، قبل از قاعدگی، قدامی، قرون وسطی، باستانی، پیش بینی

آنتروپ- انسان

انسان شناسی، انسان شناسی، ماینتروپ، بشردوستی

ANTI ANT- در مقابل، مخالف

پادزهر، آنتیبادی، آنتی تست، آنتی اسیدها، آنتاگونیست، آنتونیم

AUD- شنیدن

صوتی، مخاطب، گوش دادن، شنوایی، شنوایی

خودکار- خود

زندگینامه، خودکامه، خودمختار

بله، بله- جنگ

جنگجویان، جنگجویان، ضد انقلاب، شورش

BENE، BEN- خوب

خیرخواه، خیرخواه، خیرخواه، خوش خیم

BI- دو

دوچرخه سواری، دوچرخه سواری، دو طرفه، دو زبانه، دوچرخه سواری

BIBLIO- کتاب

کتاب مقدس، کتابشناسی، کتابفروشی

BIO- زندگی

بیوگرافی، زیست شناسی، دوزیستان، همزیستی، ماکروبیوتیک ها

سوراخ ها- پول، کیف پول

بازپرداخت، پرداخت، بسار

CAD، CAS، CID- اتفاق می افتد، سقوط

تصادف، قطب نما، آبشار، برگزيده

CAP، CIP- سر

کاپیتان، decapitate، capitulate، رسوب، رسوب

CAP، CAPT، CEPT، CIP- گرفتن، نگه داشتن، گرفتن

توانایی، جمع آوری، فریب، فریب، سرقت، پیش فرض، آغاز، پیش بینی،

رها شدن، آغاز شدن، محروم شدن، پیش رفتن، پیوستن، عقب افتادگی، پیشگویی، تقدیس کردن، جدا شدن

CARN- گوشت

جسد، قتل عام، کارناوال، گوارشی، تجسم

CED، CESS- عملکرد، برو

متوقف کردن، متوقف کردن، بی وقفه، عقب نشینی

چرم- رنگ

کروم، کروماتیک، تک رنگ

CHRON- زمان

زمان سنجی، مزمن، anachronism

CIDE- قتل

خودکشی، قتل، قاتل، قاتل

CIRCUM- دور و بر

دور، circumlocution، circumnavigate، محدود، محتاطانه، دور زدن

CLIN، CLIV- شیب

شیب، تسریع، انحراف

CLUD، CLUS، CLAUS، CLOIS- بستن، بستن

نتیجه گیری، انحصارگر، claustrophobia، خیابان، مانع، بسته شدن

CO، COM، CON- با هم، با هم

همجنسگري، همدردي، همدلي، خوشبختي، سازگاري، همدلي، تساهل، تساهل، همدردي، همدردي، تساهل، آتش سوزي، انحنا، محرك، نسبي، زاد و ولد، كنگلومرا، زودگذر، زناشویی، وظیفه، محاربه، انضباط، همخوان، محدود، متضاد، مشروط، بازتولید، برگزاری، جشن، کنفرانس، پیچ و تاب، کنگره

COGN، GNO- می دانم

تشخیص، شناخت، شناخت، تشخیص، تشخیص، افسون، پیش آگهی، عرفان، نادان

CONTRA در برابر

بحث برانگیز، غیر قابل انکار، متضاد است

CORP - بدن

جسد، فیزیکی، تنگی نفس

COSMO، COSM- جهان

جهانشمول، کیهان، میکروکوزم، ماکروسکم

CRAC، CRAT - حکومت، قدرت

دموکراسی، بوروکراسی، دموکراسی، خودکامه، اشراف، تکنوکرات

CRED- اعتماد، باور کن

باور نکردنی، اعتماد به نفس، اعتبار

CRESC، CRET - رشد

هلال، crescendo، accretion

CULP- سرزنش، گناه

مجرم، مجرم، مجازات، مجازات

CURR، CURS- اجرا کن

در حال حاضر، موافق، سریع، پیشگام، درگیری

DE- پایین، بیرون، جدا از هم

از بین بردن، خجالت کشیدن، خنثی کردن، فریب دادن، فریب دادن، اعتراف کردن، از بین بردن، نمایندگی، تقصیر، تحقیر، عصبانیت، تخریب، افسون، تخریب، محرومیت، تبعید، محرومیت، نفرت، از بین بردن

DEC- ده، دهم

دهه، دهدهی، دهکده، Decimate

DEMO، DEM- مردم

دموکرات، جمعیت شناسی، فساد، اپیدمی، بیماری همه گیر، اندمیس

DI، DIURN- روز

دفترچه خاطرات، روزانه، کوتیدیان

DIA- در میان

مورب، دیاتریب

DIC، DICT - صحبت

داستانی، ممنوعیت، پیش بینی، رد کردن، محکومیت، حکم

DIS، DIF، DI- نه، جدا، دور

ناراحتی، اختلال، اختلاف نظر، اختلاف نظر، اختلاف نظر، اختلاف نظر، بی اعتبار کردن، اختلاف نظر، اختلاف نظر، اختلاف نظر، بی ادب بودن، اختلاف نظر، اختلاف، اختلاف نظر، اختلاف، اختلاف، اختلاف، اختلاف، اختلاف نظر، انحراف، انحراف

DOC، DOCT - تدریس کنید

دکترین، مطیع

DOL- درد

تسلیت، دلبر، دلربا، دلمشغولی

DUC، DUCT- رهبری

راه زدن، تحریک، رفتار، viaduct، induct

نفس- خود

خود، خودخواهانه، خودخواهانه

EN، EM- در، به

وارد کردن، جذب کردن، محک زدن، اندمیک، محکم کردن، ضرب و شتم، انگشت زدن، طلسم کردن، اختلاس، آغوش گرفتن،

یکدلی

ERR- سرگردان باش

بی اعتمادی، انحراف، غلط

EU- خوب، خوب

پديدارشناسي، روحي، روحي، عاشقانه، ياروتيسم، اتانازي

EX، E- خارج از

خروج، تشدید شدن، گزیده ای، ازدواج، مجازات، انزال، غرامت، غرامت، بیگاری، دلسوزی، دلسرد شدن، از بین بردن، از بین بردن، تقلیل، بیرون کشیدن، اندام، بیرون کشیدن،

بیرونی، تحسین، تحریک، اخراج، فراخوانی، خروج، اکراینی

FAC، FIC، FECT، FY، FEA- خب، انجام بشه

کارخانه، تسهیلات، خیرخواه، مخرب، داستان، خیالی، خیرخواهانه، تأثیر، بزرگ کردن، متحد کردن، اصلاح، تحقیر، امکان پذیر

FAL، FALS- فریب دادن

دروغ، ناپذير، دروغگو

FERV - جوش

مشتاق، پرشور، پرشور

FLU FLUX- جریان

جسورانه، شفاف، عاطفی، ادغام، فلووایی، اضافی

فوریه- قبل از

پیش بینی، پیشگویی، پیشگیری

FRAG، FRAC- زنگ تفريح

قطعه، شکستگی، پراکندگی، شکستگی، شکستگی

FUS- برای

پرفشار، تزریق، فوزوئید، پراکنده

GEN- تولد، کلاس، تولدت مبارک

نسل، مادرزادی، همگن، ناهمگن، هوشمند، زاد و ولد، فرزندان

GRAD، GRESS- گام

فارغ التحصیل، تدریجی، عقبگرد، درجه بندی، تخریب، درجه بندی، گرادیان، پیشرفت، گسستگی، انتقالی

GRAPH، GRAM- نوشتن

بیوگرافی، کتابشناسی، epigraph، دستور زبان، epigram

گرت - خوش

سپاسگزار، سپاسگزار، سپاسگزارم، سپاسگزار، سپاسگزار، بدون کرامت

گرمی؛ گریو- سنگین

قبر، گرانش، تشدید، غم و اندوه، آسیب زدن، وحشتناک

گرگ- جمعیت، گله

جدایی ناپذیر، انحصاری، فجیع، جمع، جمع

HABIT، HIBIT - نگه دارید

عادت، مهار، همزیستی، زیستگاه

HAP- اتفاقی

اتفاق می افتد، بی وقفه، بی رحم، بدبختی

HELLO، HELL- آفتاب

heliocentric، هلیوم، هلیوتروپ، aphelion، perihelion

مستقیم- دیگر

heterosexual، heterogeneous، heterodox

HOL- کل

هولوکاست، کاتولیک، جامع

HOMO- یکسان

homosexual، homogenise، همگن، همگن

HOMO- مرد

homo sapiens، قتل، bonhomie

ابزی- اب

هیدرات، هیدرات، کم آبی بدن

هیپر- بیش از حد، بیش از حد

hyperactive، hyperbole، hyperventilate

هیپو- خیلی کم، زیر

hypodermic، hypotermia، هیپوخاندریا، فرضیه، فرضی

IN، IG، IL، IM، IR- نه

ناپایدار، غیر قابل تعویض، ناپیوسته، بدبینی، غیرقابل استفاده، غیر قابل تحمل، بی نظم، بی عاطفه، غیر قابل انکار، ناخودآگاه، بی رحمانه، غیر قابل انکار، نادان، نومیدانه، بی رحم، غیر قانونی، بی عیب و نقص، تغییر ناپذیر، ناامنی، بی عیب و نقص، غیر قابل تحمل، قابل تحمل، ناتوان، غیر قابل تحمل، تحریک، غیر قابل نفوذ، نامنظم، تهاجم، رشته، مجازات، بخور دادن، indenture، indut، ingratiate، introvert، ابتکار،

IN، IL، IM، IR- در، در، به

تزریق، ذاتی، تحقیق، نوشتن، insinuate، بین، نشان دادن، تقلید، غوطه ور کردن، implication، آبیاری، تحریک

INTER- میان، در میان

intercede، intercept، interject، interlocutor، interloper، intermediary، intermittent، interpolate، interposition، interrogate، interposition، interposition، interrogation، interject، intervener

INTRA، INTR- در داخل

داخل، داخل وریدی، داخلی، ذاتی

IT، ITER- میان، در میان

ترانزیت، مسافرت، تکرار، گذرا

JECT JET- پرت کردن

بیرون رفتن، مداخله کردن، خطا، مسیر، جت است

روز- روز

مجله، تعویق، اقامت

JUD- قاضی

قضاوت، قضاوت، تعصب، قضاوت

JUNCT، JUG- پیوستن

پیوند، adjunct، تزویر، زنا، subjugate

JUR- قسم می خورم، قانون

هیئت منصفه، بی احترامی کردن، محکوم کردن، فریاد، فریب دادن، فقه

LAT - سمت

جانبی، جانبی، یک جانبه، دو طرفه، چهار طرفه

LEG، LEC، LEX- خواندن، صحبت کن

قابل خواندن، سخنرانی، سخنرانی

LEV- سبک

بالا بردن، حرکت دادن، کشیدگی، تسکین دادن

لیبر - رایگان

آزادی، لیبرال، آزادیخواه، آزادیخواه

LIG، LI، LY- بستن

رباط، ملزم، مذهب، مسئول، ارتباط، وفاداری، متحد

لینگ، LANG- زبان

زبان، زبان، زبان شناسی، دو زبانه

LITER- نامه

سوادآموزی، لغت نامه، ادبی

لیت- سنگ

تک لایت، لیتوگرافی، Megalith

LOQU، LOC، LOG- گفتار، اندیشه

سخن گفتن، سخن گفتن، گفتار، گفتار، گفتار، سخنگو، مونولوگ،

گفت و گو، پديدارشناسي، فنولوژي، علم نگاري

LUC، LUM- سبک

روشن، روشن، روشن، شفاف

LUD، LUS- بازی

شگفت آور، اشاره، توهین، تقلید، خیالی

مکرو- عالی

macrocosm، macrobiotics

MAG، MAJ، MAS، MAX- عالی

magnify، majidity، master، maximum، magnanimous، magnant، magnitude

MAL- بد

بدبختی، بدبختی، بدبختی، بدبختی

مرد- دست

کتابچه راهنمای کاربر، نسخه خطی، آزادی، مانیفست

MAR- دریا

زیردریایی، دریایی، دریایی

MATER MATR- مادر

مادر، مادر، مادرانه

MEDI- متوسط

واسطه، قرون وسطی، میانجی

MEGA- عالی

Megaphone، Megalomania، Megalith

مامان، مرد- یاد آوردن

حافظه، خاطره، خاطرات، خاطرات

METER، METR، MENS- اندازه

متر، دماسنج، محیط، مترونوم، متناسب

MICRO- کوچک

میکروسکوپ، میکروارگانیسم، میکروکوزم، میکروب

MIS- اشتباه، بد، نفرت

misanthrope، misapprehension، misconcept، misnomer، mishap

MIT، MISS- ارسال

فرستنده، فرستنده، فرستنده

MOLL- نرم

mollify، نرم کننده، mollusk

MON، MONIT- هشدار

اعتراف، نظارت، پیشگویی

MONO- یکی

monologue، monotone، monogamy، monolith، monochrome

MOR، MORT - مرده

morbid، moribund، mortal، amortize

مورف- شکل

آمورف، دگرگونی، مورفولوژی

MOY، MOT، MOB، MOM- حرکت

حذف، حرکت، تلفن همراه، حرکت، مهم است

MUT - تغییر دادن

تغییر پذیری، تغییر پذیری، تغییر ناپذیر، رفت و آمد

NAT، NASC- بدنیا آمدن

بومی، تولد، تولد نوزاد، نوزاد، ذاتی، شناخته شده، بروز، رنسانس

NEG- نه، انکار کن

منفی، نافذ، فریب دادن

NEO- جدید

نئوکلاسیک، نئوفیت، زیست شناسی، نوزادان

نیل- هیچی، هیچی

نابودی، نیهیلیسم

NOM، NYM- نام

nominate، nomenclature، nominal، cognomen، misnomer، allegorical، antonym، homonym،

نام مستعار، مترادف، ناشناس بودن

NOX، NIC، NEC، NOC- صدمه

ناراحت کننده، دردناک و دردناک است

خیر- جدید

تازگی، نوآوری

NUMER- عدد

شماره، شمار، بی شماری، شمارش

OB- در برابر

مانع، مبهم، مبهم، ناراحت کننده، ترسناک، مبهم، ترسناک

OMNI- تمام

همه جا، همه جا قدرتمند، شناخته شده، همهچیز

ONER- بار

خشونت آمیز، عذاب وجدان

OPER- کار

کار، همکاری، غیر قابل استفاده بودن

PAC- صلح

آرامش، آرامش بخش، آرامش بخش

PALP- احساس

قابل لمس، دلتنگی

ماهی تابه- تمام

پانوراما، پاناسونیک، pangyric، پاندمیک

PATER، PATR- پدر

پدر، پدر و مادر، وطن پرست، هموطن، بیگانه، وطن، پدر و مادر، پدر و مادر

PATH، PASS- احساس کن، رنج می بری

همدردی، نگرانی، همدلی، بی تفاوتی، پاتوس، مضطرب

PEC- پول

مؤثر، ممتاز

PEL، PULS- راندن

محکوم کردن، محکوم کردن، اخراج، حرکت، اجبار

خودکار- تقریبا

شبه جزیره، پیشین، سایه

پنت ها- آویزان شدن

آویز، آویزان، کمندیم، تعلیق، تمایل

PER- از طریق، برای، در سراسر

گیرنده، پرکنندگی، نفوذپذیری، اختلال، کشف، چند ساله است

PER- علیه تخریب

فاسد، غم انگیز، بی حرمتی

PERI- دور و بر

محیط، محیطی، محیطی

PET- به دنبال

تقاضا، انگیزه، تحریک کننده، متکبر، مرکزیت

PHIL- عشق

فیلسوف، philanderer، بشردوستی، کتابفروشی، فلسفه

PHOB- ترس

فوبیا، کولورفوبیا، زناشویی

PHON- صدا

فونوگرافی، مگاپن، euphony، فونتیک، صدا

PLAC- آرام، لطفا

مهربان، دلسوز، مهربان و دلسوز

PON، POS- قرار دادن، محل

عقبنشینی، طرفدار، نماینده، پیش فرض، موقعیت، تعویض، همپوشانی، افشا کردن

بندر- حمل

قابل حمل، ارسال، ارتباط

POT - نوشیدن

معجون، قابل شستشو

POT- قدرت

پتانسیل، قدرت، ناتوان، قدرتمند، قدرت مطلق

PRE- قبل از

پیش، رسوب، مانع، پیش پا افتاده، پیشگام، علاقه، استعداد، غلبه،

پیش شرط، پیش داوری، تعصب، پیش بینی، پیشگویی، پیش فرض

PRIM، PRI اول

اول، اولیه، اولیه، نخست، اولیه، بی حوصله

نرم افزار- جلو، جلو

ادامه، proclivity، procrastinator، profane، profuse، progenitor، پس زدگی، پیش آگهی، prologue،

propel، طرفدار، پیشنهاد، ممنوعیت، اعتراض، تحریک

PROTO- اول

نمونه اولیه، شخصیت اصلی، پروتکل

PROX، PROP- نزدیک

تقریبی، معنویت، نزدیکی

PSEUDO- غلط

شبه علمی، نام مستعار

PYR- آتش

آتش سوزی، آتش بازی، pyromania

QUAD، QUAR، QUATچهارم

چهار ضلعی، چهار ضلعی، چهار ضلعی، چهارم، قرنطینه، چهار ضلعی

QUES، QUER، QUIS، QUIR- سوال

تلاش، تحقیق، پرس و جو، پرسه زنی، کنجکاو

QUIE- ساکت

رعب و وحشت، تقصیر، خجالت زده، احمقانه

QUINT، QUIN- پنج

quintuplets، quintessence

رادی، رامی- شاخه

شعاع، اشعه، تابش آفتاب، ریشه کن کردن، صاف کردن

RECT، REG- راستی، حکومت کن

مستطیل، صحت، اصلاح، منظم

RETRO- رو به عقب

گذشته نگر، عقب مانده، عقب مانده

RID، RIS- خنده

مضحک، تحریک، خنده

ROG- پرسیدن

بازجویی، متخلف، لغو، متکبر

RUD- خشن، خام

بی ادب، ارادتمند، ابتدایی

RUPT - شکستن

اختلال، وقفه، پارگی

SACR، SANCT- مقدس

مقدس، مقدس، محبت، تقدس، مجازات، مقدس

SCRIB، SCRIPT، SCRIV - نوشتن

کتاب مقدس، تسلیم شدن، ضرب و شتم، نوشتن، ممنوع کردن، اسکریپت، نسخه خطی، اسراف کننده

SE- جدا کردن، دور

جدا، جدا، جدا، فتنه

SEC، SECT، SEG- برش

بخش، تجزیه، تقسیم، تقاطع، بخش، مخفی

SED، SID- نشستن

آرام، آرام، ماندگار، جایگزین، اقامت، محل اقامت، متکبر، موذی

SEM- بذر، کاشت

سمینار، نشانه، انتشار

SEN- قدیمی

ارشد، سالخورده، پیری

SENT، SENS- احساس کن، فکر کن

احساسات، بی معنی، موافق، ذهنی، اجماع، احساساتی

SEQU، SECU- دنبال کردن

دنباله، دنباله، پس از آن، obsequious، obsequy، non sequitur، متوالی

ثبت نام- علامت، نشانه

سیگنال، تعیین، اختصاص دادن

SIM، SEM- مشابه، همین

مشابه، ظرافت، مخالفت، حقیقت

SOL- آفتاب

خورشیدی، پارک ساحلی، سولاریوم، انقلاب اسلامی

SOL- تنها

انفرادی، تنهایی، تکفیری

SOMN- خواب

بی خوابی، بی خوابی، سمبولیست

SON- صدا

صوتی، هماهنگی، ناهماهنگی، تضاد، تضاد

SOPH- حکمت

فیلسوف، عرفان، پیچیده و متضاد

SPEC، SPIC- ببین، نگاه کن

تماشاگر، دقت نظر، گذشته نگر، چشم انداز

SPER- امید

موفق، مرفه، ناامیدی، ناامید کننده است

SPERS، SPAR- پراکنده

پراکنده، پراکنده، پراکنده، متفاوت است

SPIR- نفس بکش

تنفس، الهام بخشیدن، روحانی، آرزو، آرامش

STRICT STRING- بستن

سختگیرانه، سختگیرانه، تنگنا، سختگیرانه و رضایتبخش است

STRUCT، STRU- ساختن

ساختار، تفسیر، مانع

SUB- زیر

ناخودآگاه، زیرخاک، زیرخاک، احضار، پس از آن، زیرزمینی، سوپرمن

SUMM- بالاترین

نشست، خلاصه، کامل

SUPER، SUR- در بالا

نظارت، سوپراسکی، سوپاپ، سوپرایز، غیر ضروری، غیرقابل تحمل

جیغ زدن، جور کردن - بالا آمدن

افزایش، احیای، شورشیان، قیام

SYN، SYM- با هم

سنتز، همدردی، مترادف، خلاصه، سمپوزیوم، همزیستی

TACIT، TIC- بی صدا

ضمانت، ضعف، ضعف

TACT، TAG، TANG- دست زدن به

tactical، tactile، contagious، tangent، tangential، ملموس

TEN، TIN، TAIN- نگه دار، پیچ و تاب

بازداشت، مستحکم، مستحکم، متکبر، حفظ شود

TEND، TENS، TENT- کش آمدن

قصد دارد، کشش، تنش، کشش، ظریف، متضاد

مدت- پایان

ترمینال، خاتمه دادن، ناپدید شدن

TERR- زمین، زمین

زمینی، زمینی، فرازمینی، زیرزمینی

TEST- شاهد

شهادت، شهادت، شهادت، شهادت، شهادت، اعتراض

THE- خدا

خدایان، الهیات، خداباور

THERM- حرارت

دماسنج، حرارتی، ترموجبار، هیپوترمی

TIM- ترس، ترسناک

ترسناک، ارعاب، وحشیانه

بالا- محل

موضوع، توپوگرافی، اتوپیایی

TORP- سفت و محکم

اژدر

TORT- پیچ

تحریف، extort، عجیب و غریب

TOX- سم

سم، سم، مسمومیت

تراکت - قرعه کشی

تراکتور، قابل قیاس، سفت و سخت

TRANS- در سراسر، بیش از، از طریق، فراتر از

حمل و نقل، انتقال، گذرا، گذرا، شفاف، انتقال

TREM، TREP- لرزش

لرزش، لرزش، لرزش، لرزش، بدون دردسر

TURB- لرزش

مزاحم، آشفتگی، اختلال

UMBR- سایه

چتر، طعمه، چرک، سورتمه

UNI، UN- یک

وحدت، یک جانبه، یکپارچه

URB- شهرستان

شهری، حومه شهر، خیابان

VAC-خالی

خالی، تخلیه، خالی

VAL، VAIL- ارزش، قدرت

معتبر، ارزشمند، دوسوگرا، بازتولید، فایده، غلط، مقابله

VEN، VENT - بیا

جلسه، کنوانسیون، مداخله، محل برگزاری، کنوانسیون، دور زدن، ظهور

VER- درست است

تأیید، حقیقت، حقیقت، حقیقت، حقیقت، حکم

VERB- کلمه

کلامی، عمودی، verbiage، بلافاصله

VERT، VERS- دور زدن

هدر دادن، تبدیل، منحرف کردن، معکوس کردن، غیر قابل انکار، انحراف، انحراف، همه کاره، انحراف

VICT، VINC- تسخیر

پیروزی، اعتقاد، اخراج، نشان دادن، شکست ناپذیر است

VID، VIS- دیدن

آشکار، دید، دید، نظارت

VIL- پایه، متوسط

گول زدن

VIV؛ VIT - زندگی

زنده، حیاتی، جنجالی و شاداب

VOC، VOK، VOW- تماس بگیرید، کلمه

آوازی، دوگانگی، آواز خواندن، آواز خواندن، آواز خواندن، آواز خواندن، آواز

VOL- آرزو کردن

داوطلبانه، خشونت آمیز، خیرخواهانه، خواسته

VOLV؛ VOLUT - به نوبه خود، رول

چرخش، تکامل، پیچ و تاب

قبل از- خوردن

خوردن، گوشتخوار، همهچیز، غضب

پیشوند ها با معنای "نه"

این گزینه باعث منظم (un-، in-، il-، ir-، و dis-) اغلب استفاده می شود تا صفت ها (و برخی از فعل ها و اسم ها) را به معنای منفی بدانند. اینجا امتحان معمول استاست:

خوشحال نیستم

مانند (V) دوست نداشتن (V)

ممکن است غیر ممکن باشد

قانونی غیر قانونی (= علیه قانون)

صحیح نادرست است

به طور منظم نامنظم، به عنوان مثال افعال نامنظم

un- با استفاده از کلمات مختلف، به عنوان مثال استفاده می شود غیر دوستانه، ناتوان، بیکار (= بدون کار) بی نظیر (= در نظم نیست؛ در یک ظرف غذا)

من هستم- قبل از اینکه برخی از کلمات شروع شود استفاده می شود m or p, به عنوان مثال بی ادب (= بی ادب)، بی صبری (کسی که هست بی صبر می خواهد همه چیز اتفاق می افتد در حال حاضر؛ آنها نمی توانند برای چیزهای منتظر بمانند)

IL- قبل از اینکه برخی از کلمات شروع شود استفاده می شود 1, به عنوان مثال ناخوانا
(= نمیتواند بخواند زیرا نوشتن بسیار بد است)

ir- فقط قبل از استفاده از برخی کلمات شروع می شود r, به عنوان مثال بی مسئولیت

dis- قبل از اینکه بعضی از صفت ها، مثلا نادرست، و چند فعل، مثلا ناسازگار، مخالف باشند، استفاده می شود

که در- قبل از تعداد محدودی از کلمات، به عنوان مثال، استفاده می شود مخفی (= قابل مشاهده نیست)

توجه داشته باشید: یک پیشوند به طور معمول استراتژی کلمه را تغییر نمی دهدمثلا خوشحال / ناراضی ممکن / غیرممکن است اما استرس ممکن است تغییر کند اگر شما مایل به تأکید بر منفی یا مخالف باشید:

  • A: آیا او در مورد تغییرات شاد بود؟
  • ب: نه، او در مورد آن بسیار ناراضی بود.