عبارت verb گ

* در سراسر + دریافت کنید باعث می شود که درک شود دشوار است که طنز را با زبان دیگری به اشتراک بگذارید.
جلو بروید پیشرفت من نمیتوانم پیش بروم حتی اگر دو کار را انجام دهم.
جلوتر از + پیش افتادن از برای جلوگیری از برنامه ریزی، باید اضافه کاری کنید.
همراه شوید رابطه خوب داشته باشید آیا شما و خواهر خود را همراه دارید؟
با + همراه شوید رابطه خوب داشته باشید جیووانا با دو برادرش همراهی نمی کند.
+ حدود + از کسی یا چیزی اجتناب کن بعضی از مردم با پرداخت استخدام یک حسابدار خوب، پرداخت مالیات می کنند.
دور گردن به مکان های زیادی بروید آسان است در اطراف شهر با حمل و نقل عمومی.
دور شوید فرار سارقین بانک دور شدند
دور با + با انجام کاری علیه قوانین یا غیرقانونی انجام دهید و مجازات نشوید خواهر من با همه چیز دور می شود!
از طریق زنده ماندن بدون داشتن چیزهایی که شما نیاز دارید یا می خواهید من کار خود را از دست دادم، بنابراین تا به حال سخت گیر شدن تا این سال.
با + دریافت کنید با حداقل منابع، زنده ماندن تقریبا غیرممکن است که با حداقل دستمزد کار کنید.
با + دریافت کنید مدیریت با شما به یک کامپیوتر نیاز ندارید شما می توانید با ماشین تحریر دریافت کنید
به + به در مورد یک موضوع جدی بگیرید صحبت های اندکی بریم به کسب و کار برسیم.
در + دریافت کنید وارد (یک ماشین، یک قایق کوچک) دریافت صندلی جلو شما اتاق پا بیشتر خواهید داشت.
وارد شوید را وارد کنید وارد شوید. من سوار مدرسه می شوم
* خاموش + ارسال (یک بسته) در نهایت روز تولد خواهرم را دیروز گذاشتم.
* خاموش حذف (یک عنکبوت از پیراهن شما) آیا می توانید این عنکبوت را از پیراهن من بردارید؟
خروج + ترک (اتوبوس، هواپیما، قطار، قایق) ما باید در ایستگاه بعدی اتوبوس را ترک کنیم.
بلند شو ترک روی سقف نشستن خطرناک است. خاموش
بلند شو اصطلاح اصیل - چگونه او توجیه می گوید که ؟! او می گوید کجا کجا می رود ؟!
سوار شو قرار دادن بر روی لباس) شما باید کت خود را به دلیل آن که سرد می شود را دریافت کنید.
سوار شو وارد کنید (اتوبوس، قطار)، کوه (اسب، دوچرخه) قطار می رود سریع بروید
دریافت کنید + وارد کنید (اتوبوس، قطار)، کوه (اسب، دوچرخه) در دوچرخه من بیا و من به شما یک خانه سوار می کنم
سوار شو رابطه خوب داشته باشید ناتاشا با همکارانش نمی ماند.
با + ادامه دهید رابطه خوب داشته باشید آیا شما با همسایگان خود می روید؟
با + ادامه دهید ادامه فعالیت حالا که پلیس باقی مانده است، بیایید با حزب بمانیم!
از + خارج شوید خروج (یک قایق کوچک، ماشین، منطقه محصور) وقتی سعی کردم از قایقرانی بیرون بیایم، به آب افتادم.
بیش از + بهبودی (سردی، بیماری، یک دوست پسر سابق / دوست دختر سابق) جنیفر هنوز بیش از شکستش با پیتر دست نیافته است.
از طریق + دریافت کنید کامل 9: 00 PM هرگز از این جعبه ها استفاده نمی کنیم.
از طریق + دریافت کنید نفوذ کنید برای دریافت این دیوار نیاز به یک مته قوی تر داریم.
از طریق نفوذ کنید درب مسدود شده بود، بنابراین ما نمی توانستیم از آن عبور کنیم.
از طریق (با) + دریافت کنید پایان آیا تا به حال مشغول تحصیل در خانه هستید؟
از طریق + به تماس بگیرید این سخت است که به Janet رسیدن به دلیل خط تلفن او همیشه مشغول است.
دریافت * تا باعث می شود کسی بلند شود (از موقعیت نشسته یا موقعیت دروغ) احمد عبد را در 5 به دست آورد: 30 صبح با تبدیل موسیقی واقعا با صدای بلند.
بلند شو افزایش (از موقعیت نشسته یا بستر) این صبح تا چه زمانی صعود کردی؟
* دور + چیزی را بدون نیاز به چیزی در میان بگذارید چرا نانسی تمام مبلمانش را دور کرد؟
* دور + خیانت (یک راز) ما صبح روز شنبه یک مهمانی شگفت انگیز برای سوزان داریم، بنابراین با اقدامات مشکوک، تعجب نکنید.
* برگشت + چیزی را که قرض گرفته اید باز گردان چه زمانی می خواهید این کتاب را به معلم خود بازگردانید؟
در تلاش بس است هرگز نگذارید! شما می توانید آن را انجام دهید!
دادن + آزادی (بوی، نور) این گل سفید سبب بوی زیبا می دهد.
* خارج از + توزیع کردن با دادن بروشورها در خیابان، پول بیشتری دریافت می کنم.
بیرون آمدن خسته شدن (inf.) امیدوارم این ماشین در وسط بیابان بیرون بیاید.
+ تا + تسلیم چیزی پلیس به دزد گفت که تفنگش را بفرستد.
دست برداشتن از تسلیم هرگز انگلیسی را یاد نگیرید!
دور برو ترک من به سگ افتادم تا آنها را از بین ببرند.
رفتن به عقب برگشت چه زمانی به خانه خود می روید؟
برو با + برو برو، به نزدیکی برو، به سرعت سفر کن ما هر روز قهوه می روید
بازگشت به + نگه داشتن (کلمه، وعده) به او اعتماد نکن او همیشه به وعده های خود می پیوندد.
برو پایین کاهش هزینه بلیط پرواز پایین آمده است.
برای + استفاده کنید سعی کنید برای رسیدن به تیم ما برای بازی های المپیک مدال طلا را می برد.
برو اصطلاحات اصطلاحی - من دلم برای پیتزا پپرونی است. من می توانم پیتزا پپرونی بخرم
برای + وارد شوید مشارکت (inf.) آیا می خواهید در سال جاری در مدرسه فوتبال شوید؟
به + بروید بحث در مورد جزئیات من واقعا نمیخواهم این کار را بکنم.
در رفتن منفجر شدن بمب می تواند در هر لحظه خاموش شود.
در رفتن شروع، شروع (استفاده می شود با سیگنال ها، آلارم ها، صداهای هشدار دهنده) ساعت زنگ دار در 6: 00 AM رفت.
در رفتن توقف (گفت: یک ماشین) پخش کننده دی وی دی به طور خودکار خاموش می شود اگر شما از آن استفاده نمی کنید.
در رفتن عصبانی شوید ماریا بعد از گفتن اینکه او دوچرخه خود را از دست داده بود، شب گذشته را ترک کرد.
ادامه دادن ادامه دادن لطفا ادامه دهید اجازه ندهم که شما را متوقف کنم
ادامه دادن رخ دادن این مکان یک ظروف سرباز یا مسافر است! شب گذشته اینجاست؟
با + ادامه دهید ادامه (یک طرح، یک گفتگو) من فکر می کنم ما باید جلسه را ادامه دهیم و زمان را تلف کنیم.
برو بیرون توقف سوزاندن (آتش سوزی) آتش پس از سه روز بیرون رفت.
برو بیرون شرکت در فعالیت های اجتماعی (معمولا در شب) آنها دوست دارند هر شب شنبه را ترک کنند.
بیش از + این فایل نقد می نویسید: آیا قبل از کلاس، معمولا بر روی یادداشت های خود می نشینید؟
برو خوش بگذرد، موفق باشيد این خیلی خوب نبود.
از طریق + بروید جزئیات را مطالعه کنید، با دقت مطالعه کنید من باید وکیل خود را قبل از امضای آن، از طریق این قرارداد ادامه دهم.
از طریق + بروید تحمل کن تجربه چالش ها، مشکلات یا آسیب ها او در زندگیاش بسیار زیاد شده است.
از طریق + با ادامه یا ادامه با وجود مشکلات یا ترس من تصمیم گرفتم که با عملیات انجام شود.
با + حرکت کنید مسابقه (لباس) این پیراهن با آن شلوار نرفته است.
با + حرکت کنید همراه با یک فرد من با الجاندرو به حزب می روم
با + حرکت کنید دوست پسر / دوست دختر داشته باشید من با یوری می روم
بدون + بروید از چیزی که می خواهید یا نیاز دارید، خودداری کنید یک فرد می تواند بدون وجود آب به مدت سه روز برود.
رشد کردن زیر بیرون بیایید رستوران پس از آن که گواهینامه مشروب خود را از دست داد، رفت.
رشد کن بالغ برادر شما باید رشد کند و فکر آینده خود را شروع کند.

عبارت F فعل

چهره تا + اذیت کردن چیزی دشوار یا شرم آور بعد از اینکه شب گذشته در حزب کار می کرد، من هیچ وقت نمی توانستم با همکارانم مواجه شوم.
به عقب بر گردیم + قادر به استفاده در موارد اضطراری است یوکی اگر بتواند در حرفه بازیگری خود موفق شود، می تواند در درجه ی زیست شناسی خود قرار بگیرد.
عقب افتادن آهسته تر از برنامه ریزی شده، تاخیر عجله کنید و یا پشت سر گذاشته خواهید شد
در پشت + عقب می افتد آهسته تر از برنامه ریزی شده، تاخیر شریل چند روز مدرسه را از دست داده و اکنون در تکالیفش سقوط کرده است.
سقوط کردن کاهش علاقه مند به این پروژه وقتی متوجه شد که سودآور نخواهد بود.
سقوط با + استدلال با من در ماه گذشته در حال سقوط بودم و از آن زمان با هم صحبت نکرده ایم.
سقوط از طریق شکست خوردن اتفاق می افتد متاسفانه، سفر من به اندونزی از بین رفت زیرا من نمی توانم پول کافی را ذخیره کنم.
احساس * تا + دستمالی او پس از اینکه او را احساس کرد، شکایت کرد که رئیس او برای آزار و اذیت جنسی است.
احساس می کنید تا + انرژی برای انجام کاری دارند من امشب احساس نمی کنم تا به حال یک روز طولانی در کار داشته باشم.
شکل در + انتظار وقتی به ایالات متحده منتقل می شوید کجا زندگی می کنید؟
شکل * خارج از + چیزی را حل کن، درک کن بالاخره شوخی کردم. حالا می فهمم چرا همه خندیدند
شکل * تا + محاسبه من قبل از اینکه برآوردی به من بدهم هزینه هایم را می خواهم.
پر کردن * در + کامل فراموش نکنید که تمام سطوح موجود در برنامه را پر کنید.
پرکردن جایگزین چه کسی می خواهد در حالی که شما رفته اید؟
برای + وارد شوید جایگزینی برای میگوئل روز گذشته برای من ملاقات کرد، زیرا بیمار بودم.
پر کردن * از + کامل (نرم افزار) من یک درخواست برای اجاره آپارتمان هفته گذشته را پر کردم
پرکردن بالغ، سینه را دریافت کنید حالا که شما عسل را پر میکنید، ما باید یک سینه بند داریم.
پر کردن * تا + پر کنید تا بالا لطفا ماشین را با گاز بدون گاز پر کنید.
پیدا کردن + كشف كردن شما هرگز اسرار من را پیدا نخواهید کرد!
پیدا کردن كشف كردن والدین ویکی می خواهند تا زمانی که متوجه شوند یک خال کوبیده اند بسیار دگرگون شده اند.
ثابت * تا + تعمیر، بازسازی، بازسازی همسایه های من خانه خود را ثابت می کنند.

فعل عبارت C

تماس بگیرید برای + نیاز (به عنوان یک دستور العمل) این دستور غذا برای شیر، نه آب است.
تماس بگیرید * خاموش + چیزی را لغو کنید آنها به دلیل بارش باران پیک نیک را فراخوانده بودند.
تماس بگیرید * خاموش + برای متوقف کردن (تهاجم، سگ های گارد) او وقتی سگ را دید که همسایه اش بود، از سگ ها خواست.
تماس بگیرید + بازدید مارک به نام نائومی در حالی که در شهر بود.
تماس بگیرید + دعوت کردن کسی برای صحبت در یک جلسه یا یک کلاس درس پروفسور تانزر از Tim برای پاسخ به این سوال دعوت کرد.
تماس بگیرید * تا + تلفن من تماس گرفتم تا ببینم آیا میخواهد به فیلم برود؟
آرام * پایین + کسی را آرام کنید شما می توانید به آرامی کودک را آرام کنید.
مراقبت از + پرستار کسی یا چیزی او برای پرنده مراقبت کرد تا جراحتش بهبود یابد.
مراقبت از + مثل کسی یا چیزی من برای خمیر ترش بر روی سیب زمینی من اهمیتی نمی دهم.
ادامه + ادامه (گفتگو، یک بازی) لطفا ادامه دهید منظورم این نبود که شما را متوقف کنم
ادامه + به یک روش آزار دهنده ادامه دهید او در مورد چقدر پولی که دارد، ادامه می دهد.
با + ادامه دهید ادامه دادن من می خواهم شما را با این پروژه در حالی که من خارج از شهر است ادامه دهید.
حمل * از + کامل و یا انجام چیزی عامل مخفی دقیقا همانطور که برنامه ریزی شده، دستوراتش را انجام داد.
حمل بیش از + یک روز بعد، صفحه و غیره ادامه دهید این جلسه به وقت ناهار برگزار شد.
گرفتن به آرامی شروع به درک (inf.) او پس از چند دقیقه دست و پنجه نرم کرد.
بالا بردن برای زمان از دست رفته خودداری کنید من هرگز عقب نشینی نخواهم کرد. من هم در کارم عقب هستم
با + دستگیر شوید سرعت را به عنوان یک فرد یا چیزی که در جلوی شما قرار دارد، قرار دهید من مجبور شدم با دیگران کنار بیایم.
+ درمورد گرفتن تبدیل به روز شده من نیاز به درگیر شدن در رویدادهای جهان. من این اخبار را در سنین دیده ام.
چک کنید بازگشت به دیدن اگر همه چیز خوب است ما فردا بررسی خواهیم کرد تا مطمئن شویم پروژه تمام شده است.
بررسی توسط + برای دیدن اینکه آیا همه چیز خوب است، به یک مکان بروید ما باید دفتر را بررسی کنیم تا ببینیم آیا اسناد آماده هستند یا خیر.
برای + بررسی کنید سعی کنید برای پیدا آنها قبل از اینکه خانه را خریداری کنند برای موریانه ها بررسی می شدند.
چک کنید وارد بیمارستان، هتل و غیره آنها باید قبل از ظهر چک کنند.
چک کنید به + وارد بیمارستان، هتل و غیره آنها در هتل 11: 00 AM ثبت نام کردند.
چک کنید به + تحقیق، جستجو (اغلب از طریق یک سرویس) ما به پروازهای تخفیفی به لندن می پردازیم.
چک کردن * خاموش + یک علامت در کنار (یک آیتم در یک لیست) هر نام را از لیست حذف کنید.
چک کنید روی + مطمئن شوید که چیز خوب است قبل از خواب برویم بچه را دوباره بررسی کنیم.
چک کردن * از + بررسی کنید، نگاهی بیندازید او رستوران جدید را از خیابان بیرون کرد.
چک کردن ترک یک هتل، بیمارستان اكنون یازده نفر است. ما باید چک کنیم
چک کنید از + ترک یک هتل، بیمارستان ما قبل از ده سال از هتل خارج شدیم.
بررسی * بیش از + به طور دقیق وضعیت چیزی را بررسی کنید او ماشین قدیمی را بررسی کرد تا ببیند آیا ارزش خرید را دارد.
بررسی کنید در + کسی یا چیز دیگری را بررسی کنید پلیس در حال تهدید به بمب گذاری است.
* از طریق بررسی کنید ارسال چمدان از طریق (به مقصد) چمدان شما از طریق پاریس بررسی خواهد شد.
با + بررسی کنید از یک فرد برای تأیید درخواست کنید او قبل از رفتن به والدین خود نیاز دارد.
تشویق * تا کسی را شاد کن حزب واقعا من را تشویق کرد.
تشویق کردن شاد باش تشویق کنید همه چیز درست میشه.
جویدن * تا + جویدن به قطعات کوچک این سگ کفش من را جوید
ریز ریز کردن + پایین سقوط / قطع (یک درخت) جنگل خرد شده درخت را خرد کرد.
ریز ریز کردن + تا ریز ریز کردن / برش دادن به بیت های کوچک او گوشت را به قطعات کوچک تقسیم کرد.
پاک * تا + مرتب سوزان قبل از اینکه از او بیرون بیافتد، فریب خورد.
پاک کردن ترک (inf.) همه چیز روشن است! ما بسته شده ایم
روشن * تا + مرتب سوزان قبل از خروج از ظروف خود را پاک کرد.
بستن * پایین + یک جا را برای همیشه ببندید بازار گوشه ای بسته شد زیرا مشتریان زیادی نداشتند.
بستن بستن به طور دائم نوار بسته شد زیرا آنها الکل را به افراد زیر سن قانونی دادند.
نزدیک در + رویکرد و تهدید شورشیان در پایتخت بسته بودند، بنابراین دولت در ارتش نامگذاری شد.
نزدیک * تا + به طور موقت بسته بشه آنها تابستان برای تعطیلات اسکی بسته هستند.
نزدیک به طور موقت بسته بشه پیست اسکی برای تابستان بسته است.
اتفاق افتادن اتفاق می افتد چگونه این ایده را برای کتاب پیدا کردید؟
در سراسر + آمده کشف حادثه آنها در برخی از خرابه های مایان گم شده در جنگل آمده بودند.
در سراسر + آمده در ابتدا به نظر می رسد و یا ظاهر او به سختی می آید، اما او نیست.
بیا با هم همراه با کسی اگر می خواهید، می توانید کنار بیایید.
همراه با + همراه شوید همراهی کردن سام همراه با ما به ساحل آمد.
بیا با هم پیشرفت مقاله تحقیقاتی همراه است.
همراه با + همراه شوید پیشرفت چگونه با مقاله تحقیق می کنید؟
دور برو یک مکان را با یک احساس یا تصور خاص ترک کنید من از جلسه ناامید شدم چون ارائه موفقیت آمیز بود.
برگشتن برگشت چه زمانی می روید؟
+ توسط دریافت، دریافت شما چگونه این مرسدس بنز جدیدی را میبینید؟
بیا یک نفر را در خانه خود ببینید من بعدا بعد از ظهر میام
با + پایین بیایید با بیمار شدن او با آنفولانزا کنار آمد.
+ به به ارث می برند وقتی عمه اش درگذشت، پول زیادی به دست آورد.
خاموش شدن + سقوط کردن، شکستن وقتی که من آن را برداشتم، دسته چمدان را برداشت.
بیا بیرون ظاهر شدن من اول ماشین را ندیدم از هیچ جا خارج نشد.
بیا بیرون نشان می دهد شما همجنس گرا هستید سم در ماه گذشته گذشته بود.
بیا بیرون به پایان برسد تصاویر عالی بود.
بیایید با + تولید و توزیع محصول مایکروسافت در ماه آینده یک سیستم جدید بازی ویدیویی عرضه می کند.
بیا کسی را در خانه خود ببین چرا بعد از کار برای شام نمی روید؟
آمده به بازخورد آگاهی نگران نباش او تمام وقت خسته می شود او همیشه بعد از چند دقیقه می آید
از طریق آنچه را که مورد نیاز است یا انتظار می رود انجام دهید تری واقعا در پایان برای ما آمد.
+ تا رویکرد؛ برابر است پیشنهاد شغلی به انتظارات او رسید.
با + می آیم تولید یا ایجاد (یک ایده، یک طرح) او با یک پیشنهاد عالی برای کمپین تبلیغاتی جدید آمد.
+ با شامل (لوازم جانبی) سیستم کامپیوتری با یک چاپگر عرضه نمی شود.
شمارش * در + شامل آیا هزینه ها را در حساب می کنید؟
شمارش در + بستگی دارد / تکیه می کند شما واقعا می توانید بر سارا حساب کنید.
شمارش * از + محروم کردن شما می توانید جیمز را حساب کنید. او از بازی پوکر متنفر است
شمارش * تا + اضافه کردن شمار تغییرات را ببینید و ببینید که چقدر ما داریم
در برابر + سخت تر شدن، قوانین را بهتر اجرا کنید پلیس در حال رانندگی مستمر است.
ترک کردن غافلگیرانه خندید، خیلی خندید هنگامی که به شوخی گفتم، همه آنها را ترک کردند.
خم شدن در + در مورد غافلگیرانه خندید، خیلی درباره خندیدن من شوکه شدم.
صلیب * از + قرعه کشی یک خط از طریق چیزی، از بین بردن چرا نام خود را در لیست قرار دادید؟
قطع کن مقدار را کاهش دهید شما بیش از حد چربی می خورید شما باید کاهش دهید
کاهش + مقدار را کاهش دهید شما باید میزان مصرف چربی خود را کاهش دهید.
ببر قطع کردن او به طور ناگهانی اخبار را برش داد و تحویل داد
برش + در قطع کردن او گفتگو را قطع کرد و اخبار را تحویل داد.
قطع * خاموش هنگام صحبت کردن، کسی را متوقف کنید او قبل از اینکه چیزی را که او بعدا پشیمان می کرد، قطع کرد.
قطع * خاموش + جدی (با یک چاقو) انگشت او به طور تصادفی در حادثه صنعتی متوقف شد.
برش * را از + برداشتن او استخوان را از استیک بریده است.
قطع کردن یک عمل را متوقف کن بس کن! شما مرا ناراحت کن
برش * تا + به تکه های کوچک برش بزن او گوشت گاو را بریده و قطعات را در سوپ قرار داده است.

A. افعال افعال چه هستند؟

فعل عبارتی یک فعل به همراه یک پیشنویس یا عبارتی است که معنای دیگری را از فعل اصلی ایجاد می کند.

  • بعضی از افعال عبارتی غیر قابل انتقال هستند.
    یک فعل تطبیقی ​​نمی تواند توسط یک شیء دنبال شود.
  • بعضی از افعال عبارتی گاه به گاه است.
    یک فعل مترادف را می توان با یک شیء دنبال کرد.
  • بعضی از فعل های فرعی ترانزیتی قابل جدا شدن هستند.
    هدف بین فعل و پیش فرض قرار می گیرد.
    در این دیکشنری Verbal Phrasal، افعال افعال جداگانه با قرار دادن یک علامت مشخص می شود * بین فعل و پیش فرض / قید.
  • بعضی از افعال فرعی ترانزیتی جدا نیستند.
    هدف پس از پیش فرض قرار می گیرد.
    در این دیکشنری افعال لغت، افعال عبارات جداگانه با قرار دادن یک علامت مشخص می شوند + پس از پیش فرض / قید.
  • بعضی از افعال افعال ترجمهای میتوانند در هر دو جایی یک شی داشته باشند.
    در این دیکشنری Verbal Phrasal، چنین افعال افعال علامت گذاری شده است با هر دو * و +.
  • اگر چه بسیاری از افعال افعال می توانند در هر دو جایی یک شی داشته باشند، شما
    باید جسم را بین فعل و پیش فرض قرار دهید اگر جسم یک ضمایر باشد.

فعل عبارت B

برگشتن متوقف کردن دفاع از نظر شما در یک بحث جین هرگز پشت سر هم نیست. او همیشه استدلال می برد.
عقب افتادن نگه داشتن (وعده، توافق، معامله) سام در آخرین لحظه پشت سر گذاشت.
پشت + از نگه داشتن (وعده، توافق، معامله) سام در آخرین لحظه از قرارداد خارج شد.
پشت * تا + پشتیبانی می کند شما نیاز به نمونه هایی دارید تا نظر خود را پشت سر بگذارید.
پشت سر هم حرکت به عقب، معکوس کردن می توانید کمی به عقب برگردید تا بتوانم این کشو را باز کنم.
bawl * out انتقاد، تجاوز (inf.) او برای رسیدن به اواخر او را مجبور کرد.
پایین بردن + گاز سربازان مجبور بودند بر روی بند چرمی فرود بیایند در حالی که پزشک یک گلوله از بازوی سرباز برداشت.
پایین بردن + اقدامات قوی علیه ایالات متحده آمریکا قاچاقچیان مواد مخدر است.
خرس بر روی + باید با این اطلاعات ممکن است در این مورد تحقق یابد.
تحمل کن تحمل کردن من فکر نمی کردم که او در این وضعیت خیلی خوب عمل کند.
زیر + زیر خرس تحمل کردن چگونه او تحت چنین فشار شدید خرسند شد.
خرس با + صبور باش لطفا با من بپرسید در حالی که من کاغذ را پر می کنم.
ضربه در بازدید غیر منتظره (inf.) پسر عموی من به طور غیر منتظره با تمام خانواده اش منفجر شد.
گذشتن بدون ایجاد یک مشکل عبور می کند تمام این تبلیغات منفی در عرض چند هفته به تأخیر خواهد افتاد.
ضربه * تا + منفجر شدن؛ از بین بردن مواد منفجره استفاده کنید تروریست ها پل را به زیر انداختند.
منفجر کردن منفجر شدن این بمب قبل از اینکه بتواند آن را تخریب کند، منفجر شد.
منفجر کردن ناگهان بسیار عصبانی شد وقتی جوآن خبر را شنید، او را منفجر کرد و از اتاق خارج شد.
شکستن * پایین + تجزیه و تحلیل در جزئیات ما باید این مشکل را حل کنیم تا مشکل حل شود.
درهم شکستن توقف کار به درستی کامیون در کویر فرو ریخت
درهم شکستن بیمار روانی شود او بعد از اینکه شوهرش مرد.
شکستن * در + پوشیدن یا استفاده از چیزی جدید تا زمانی که راحت است من باید قبل از رفتن به پیاده روی این کفش ها را بشورم.
در میان صحبت کسی دویدن قطع کردن در حالی که ما در حال بحث در مورد وضعیت بود، Terri شکست داد تا به نظر او.
در میان صحبت کسی دویدن یک محل غیرقانونی وارد کنید سرقت در بین نیمه شب و 3 AM شکست خورده است.
شکستن در + وقفه (مکالمه) جین در مکالمه شکست و به ما گفت که برای بازگشت به کار.
شکستن به + خانه را به طور غیرقانونی وارد کنید سارق از نیمه شب و 3 AM به داخل خانه شکسته شد.
شکستن به + وقفه (مکالمه) جین در گفتگو صحبت کرد و به ما گفت آنچه را می دانست.
شکستن * خاموش + پایان چیزی صالح او را به سمت جان برساند.
تاول زدن به شدت ظاهر می شود اعتراضات خشونت آمیز در پاسخ به کودتای نظامی آغاز شد.
شکستن + برای جشن گرفتن چیزی غیرمعمول استفاده کنید او شامپاین را برای جشن ارتقاء خود به وجود آورد.
شکستن از + فرار قاتل از زندان خارج شد.
شکستن * تا + به تکه های شکسته من کراکر را به قطعات تقسیم کردم و آن را به سوپ گذاشتم.
شکستن * تا + پراکنده شدن (یک جمعیت)، توقف (مبارزه) پلیس پیش از آنکه از کنترل خارج شود، تظاهرات را شکست.
تفکیک کردن پایان رابطه سام و دیان دوباره شکست خوردند رابطه ی سنگی چیست؟
* حدود + را بیاورید باعث اتفاق می افتد دموکراسی تغییرات بزرگی در زندگی مردم به بار آورد.
* همراه با + همراه آوردن هنگامی که ما به جنگل می رویم، راهنمایی حیات وحش خود را در کنار هم قرار دهیم.
* اطراف تغییر ذهن کسی، متقاعد کردن کسی او نمی خواهد برود اما ما در نهایت او را به اطراف می آوریم.
* دور یادگیری یا کسب (از یک تجربه) سفر من به صحرای غربی مشکل بود، اما من برای زندگی از تجربیات قدردانی کردم.
+ را خاموش کنید موفقیت در چیزی دشوار یا غیر منتظره شما بانک را دزدیدید من نمی توانم باور کنم که شما آن را بیرون آورده اید.
* در + بردارید چیزی را ایجاد کنید نمی توانم باور کنم او خیلی عصبانی بود چه اتفاقی افتاد؟
* از + خارج شوید برجسته، استرس پیراهن جدید شما رنگ چشم های شما را به ارمغان می آورد.
* بیش از + به خانه کسی بیاورید وقتی به من مراجعه می کنید، چرا شما بیش از پسر خود را نمی آورید.
* به احیای هوشیاری ما از نمک های بوی بد برای آوردن او پس از از بین بردن استفاده کردیم.
* تا + ذکر من نمی خواستم بفهمم که او بیکار بود.
* تا + بالا بردن (یک کودک) سام در کارولینای جنوبی آورده شد.
قلم مو * خاموش + نادیده گرفتن چیزی یا کسی (inf.) مری، دوست پسر سابقش را در حزب خاموش کرد.
سوزاندن * پایین + نابود کردن با تنظیم آتش به کودکان هنگام بازی با مسابقات، خانه را سوزاندند.
سوزاندن سوزاندن تا زمانی که کاملا رفته (ساختمان) دو ساختمان در آتش سوختن.
سوختن داغ شود من اینجا در حال سوختن هستم - پنجره را باز کنید
سوختن از آتش استفاده کن مقالات در آتش سوزانده شدند.
سوختن + تا از بین بردن با آتش او فایل ها را سوزاند
خرید * خارج از + سهام یک شرکت را بخرید یا سهام دیگری که متعلق به یک شرکت است Pacific Inc. توسط یک شرکت از اورگان خریداری شد.
خرید * تا + کل عرضه چیزی را خریداری کنید ما تمام آبجو را در فروشگاه خریداری کردیم.