در - در - (زمان)

در + زمان دقیق

در + بخشی از روز

در + روز خاص

+ آخر هفته، تعطیلات عمومی

در + دوره طولانی

1 زمان دقیق

  • من معمولا از خواب پا میشم شش ساعته
  • تو را ملاقات خواهم کرد در 4.15
  • به من تلفن بزن در زمان ناهار

ما در انگلیسی غیر رسمی می گوییم چه زمانی…؟
(در چه زمانی…؟ درست است، اما غیر معمول است.)

2 بخشهایی از روز

  • من بهترین کار می کنم در صبح
  • ساعت سه در بعد از ظهر
  • ما معمولا بیرون میرویم دربعدازظهر

استثنا: در شب.

استفاده می کنیم on اگر ما می گویم که صبح / بعد از ظهر / و غیره ما در حال صحبت کردن در مورد،
یا اگر ما صبح / بعد از ظهر / غیره را توصیف کنیم

  • شما را می بینم در صبح دوشنبه
  • بود در یک بعد از ظهر سرد در اوایل بهار ...

3 روزها

  • من از شما تلفن می زنم در روز سه شنبه.
  • من تولدت هستم در مارس 21st.
  • آنها یک مهمانی دارند در روز کریسمس.

در سخنرانی غیر رسمی ما گاهی اوقات از آن خارج می شویم (این در انگلیسی آمریکایی رایج است)

  • من او را می بینم صبح یکشنبه.

توجه داشته باشید استفاده از plurals (یکشنبه ها، دوشنبه ها و غیره)
هنگامی که ما در مورد اقدامات مکرر صحبت می کنیم.

  • ما معمولا به دیدن مادربزرگ می رویم یکشنبه ها.

4 تعطیلات آخر هفته و تعطیلات عمومی

استفاده می کنیم at برای صحبت در مورد کل تعطیلات در کریسمس، سال نو،
عید پاک و شکرگزاری (ایالات متحده)

  • داری میری در عید پاک؟

ما در مورد یک روز از تعطیلات صحبت می کنیم

  • این اتفاق افتاد در روز عید پاک دوشنبه

مردم بریتانیا می گویند در آخر هفته. آمریکایی ها از آن استفاده می کنند

  • چه کار کردین در آخر هفته؟

5 دوره های طولانی تر

  • این اتفاق افتاد در هفته پس از کریسمس
  • من متولد شدم در ماه مارس
  • کنت زیبا است در بهار
  • او درگذشت در 1212
  • خانه ما ساخته شد در قرن 12th

6 عبارات بدون پیش فرض

پیشنهادها در عبارات زمان قبل استفاده نمی شوند
بعد، آخرین، این، یکی، هر، هر، هر، برخی، همه.

  • شما را می بینم هفته بعد.
  • آیا شما آزاد هستید؟ صبح امروز
  • بیایید ملاقات کنیم یک روز.
  • چگونه هر بار
  • من در خانه هستم هر صبح.
  • ما در آنجا ماند تمام روز.

پیشنهادها قبلا استفاده نشده است دیروز، روز قبل از دیروز
فردا، روز بعد فردا
?

  • چه کار می کنی پس فردا?

در زمان یا در زمان؟

گاهی اوقات دو پیش فرض را می توان با اسم مشابه استفاده کرد، اما معنی آن متفاوت است.

  • درس ها در 8.30 شروع می شوند و من همیشه می رسم در زمان. (= در 8.30)
  • درس ها در 8.30 شروع می شوند و من همیشه آنجا می روم به موقع. (= قبل از 8.30؛ من دیر نیستم)
  • در پایان رفتیم خونه. (= در نهایت، پس از یک دوره طولانی)
  • در پایان از کتابی که ازدواج می کنند.
  • دو مرد هستند تجارت. (= آنها بازرگانان هستند)
  • دو مرد در آلمان هستند در کسب و کار (= آنها برای کار وجود دارد و نه برای تعطیلات)
  • من تو را خواهم دید یک لحظه. (= خیلی زود)
  • من نمی توانم با شما صحبت کنم در حال حاضر. (= در حال حاضر)

در زمان و در زمان

در زمان = punctual، نه دیر
اگر چیزی در زمان اتفاق می افتد، در آن زمان برنامه ریزی شده اتفاق می افتد:

  • قطار 11.45 به موقع به سمت چپ حرکت کرد. (= در 11.45 سمت چپ)
  • شما را در 7.30 ملاقات خواهم کرد. ' 'OK، اما لطفا در زمان.' (= دیر نکنید، در 7.30 وجود داشته باشد
  • این کنفرانس به خوبی سازمان یافته بود. همه چیز در زمان شروع و به پایان رسید.

مخالفت با زمان دیر است:

  • در زمان است دیر نکن

به موقع (برای چیزی / انجام کاری) = به زودی به اندازه کافی:

  • آیا در زمان شام به خانه می روید؟
    (= به زودی به اندازه شام)
  • من ام را یک روز تولد فرستادم 1 امیدوار است که در زمان (برای روز تولدش) وارد شود.
    (= یا قبل از تولدش)
  • عجله دارم. من می خواهم در زمان بازی در خانه باشم تا بازی را در تلویزیون ببینم.
    (= به زودی به اندازه کافی برای دیدن بازی)

مخالفت با در زمان is خیلی دیر شده:

  • من خیلی دیر کردم تا بازی را در تلویزیون ببینم.

می توانی بگویی فقط در زمان (= تقریبا خیلی دیر):

  • ما برای قطار خود به موقع به ایستگاه رفتیم.
  • یک کودک در جلوی ماشین به جاده سوار شد - من توانستم فقط در زمان توقف کنم.

فهرست I

ایده یا ایده آل؟ بریستولین ها دارایی های خاصی دارند
تمایز بین این دو به دلیل
از بریستول مزاحم 'L'. این نمونه
جملات باید کمک کند:
IDEA شما درخشان است.
این نقطه ایده آل برای یک پیک نیک است.
IDEALS او را از خوردن گوشت جلوگیری می کند.
شاخص ها یا شاخص ها؟ هر دوی آنها فرمهای قابل قبولی از "شاخص"
اما آنها به طور خاص استفاده می شود.
از INDEXES به فهرست الفبایی مراجعه کنید
از منابع در کتاب ها.
از INDICES در ریاضیات، اقتصادی استفاده کنید
و زمینه های فنی.
بین / درون پیشوند INTER- میان بین یا
در میان (به عنوان مثال بین المللی).
پیش فرض INTRA- به معنی در داخل، در
داخل (به عنوان مثال داخل وریدی).
-یعنی یا ایزوله؟ بیشتر کلمات پایان دادن به این ffi x می توانند باشند
در انگلیس بریتانیایی، انگلیسی یا انگلیس تلفظ می شود.
انگلیسی آمریکایی است که بیش از حد توصیفی است
اصرار دارد در هر زمان که انتخابی باشد، اصلاح شود.
خانه سبک در بریتانیا متفاوت است
ناشر به ناشر و از
روزنامه به روزنامه (شما ممکن است داشته باشید
متوجه شدم که در این کتاب من به نفع هستم.)
هنگام انتخاب خود، این را تحمل کنید
دو نظر در ذهن داشته باشید:
"این نوزده کلمه باید باشد:
تبلیغ، مشاوره، اطلاع رسانی، مطرح شدن
تعصب، تعصب، شامل،
سازش، نومید ساختن، مخفی کردن،
enfranchise، مالیات غیر مستقیم، ورزش،
بداهه، تجدید نظر، نظارت، تعجب،
تلویزیون
"فقط یک فعل از بیش از یک
هجا باید بزرگ باشد.
(یک افعار صلحآمیز همچون «دستگیری» هنوز وجود دارد
البته مراقب باشید.)
هر آنچه که تصمیم می گیرید، در درون سازگار باشید
یک قطعه نوشتن و سازگار است
با مشتقات اگر از "تحقق بخشیدن" استفاده میکنید
یک پاراگراف، شما باید از "تحقق" استفاده کنید
و نه "تحقق" در نقطه دیگری در
همان قطعه اگر از "همدردی" استفاده می کنید،
سپس باید به هواداران و ... اشاره کنید
نه به هواداران در جای دیگر.
بسیاری از مقامات ترجیح می دهند از زمان استفاده استفاده کنند
یک انتخاب وجود دارد در عمل، بسیاری
نویسندگان ترجیح می دهند از آن استفاده کنند زیرا این
انتخاب نسبتا بدون دردسر است.
تصمیم شماست!

پیش فرض ها: در داخل و داخل

1 برای صحبت در مورد موقعیت چیزی (بدون حرکت)، ما استفاده می کنیم in.

  • سوزی کجاست؟ In اتاق خواب.
  • مادر من زن است in صندلی توسط پنجره.

2 وقتی ما در مورد یک جنبش صحبت می کنیم، معمولا از آن استفاده می کنیم به.

  • او آمد به اتاق من برگزاری یک مقاله است
  • من بیرون رفتم به باغ به فکر.

پس از چند کلمه، هر دو ممکن است. (به عنوان مثال پرتاب، پرش، برش، فشار).
ما ترجیح می دهیم به وقتی که ما از جنبش فکر می کنیم، و in هنگامی که ما از پایان حرکت فکر می کنیم
جایی که چیزی خواهد بود

مقايسه كردن

  • او حلقه اش را انداخت به هوا.
  • او حلقه اش را انداخت in(به سمت رودخانه.

استفاده می کنیم in پس از نشستن، و خیلی بعد از قرار دادن.

  • He نشستم صندلی مورد علاقه اش (نه او نشست ...)
  • I قرار دادن دست من in جیب من.

در راه، در راه، به هر حال، در راه

در راه:

  • لطفا این صندلی را عوض کنید در راه است
  • انجام کار خود را در راه من به شما نشان داد.

در راه:

  • در راه به ایستگاه، من برخی از سیگارها را خریدم.

به این ترتیب:

  • او پاکت نامه های قدیمی را ذخیره می کند. به این ترتیب، او چندین تمبر را جمع آوری کرده است.

به هر حال:

  • به هر حال، اخیرا هری را دیده اید؟

در یک راه:

  • به هر حال، این یک کتاب مهم است.