تختخواب

ساخت یک تخت - انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

ساخت یک تخت - انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

من یک ورق پایین روی تشک گذاشتم:
اگر من یک ورق نصب داشته باشم، آن را روی تشک قرار می دهم.
اگر من یک ورق تخت دارم، آن را زیر تشک قرار می دهم

ساخت یک تخت - انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

سپس بالای ورق زیر تشک در پای تخت قرار می گیرم.
من بالای صفحه را به سختی ببندم، یک پتو را روی تخت پهن کرده و آن را صاف کن.

ساخت یک تخت - انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

من یک تختخواب را روی تخت گذاشتم من بالش ها را خم کرده و آنها را در سر تخت گذاشتم.
من روی بالش بر روی میز قرار می دهم و آنرا تمیز می کنم.

لباس پوشیدن - مرد

گرفتن لباس - مرد - فرهنگ لغت انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره.

گرفتن لباس - مرد - فرهنگ لغت انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره.

تام در برخی از لباس های زیر، تی شرت، برخی از جوراب، برخی از شلوارها و پیراهن قرار می دهد.

گرفتن لباس - مرد - فرهنگ لغت انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره.

قرار دادن یک جفت شلوار

تام به شلوار خود می رود و سپس او را می کشد.
او کمربند را تسویه می کند و پرواز می کند.
او کمربند را از طریق حلقه های کمربندی و کمربندهای آن بچرخاند.

گرفتن لباس - مرد - فرهنگ لغت انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره.

قرار دادن پیراهن

تام یک دست را به هر آستین می اندازد
او دکمه های پیراهن و کاف های.
او یقه خود را راست می کند
او پیراهن خود را به شلوار خود می پوشاند.

برای توجه ویژه

- معمولا یک جفت چیزی به معنی 2 است "یک جفت گربه" به معنی "گربه های 2"

اما برخی از اقلام لباس نامیده می شود یک جفت حتی اگر به نظر 1 به نظر می رسد: "یک جفت شلوار"

A مقداری؟ یک جفت؟

گرفتن لباس - مرد - فرهنگ لغت انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره.

برخی از شلوار / یک جفت شلوار، برخی جوراب / جوراب جوراب
برخی از شورت ها / یک جفت شورت، برخی از لباس زیر / برخی از زیر / یک جفت زیر لباس.
یک تی شرت / برخی از کفش، یک جفت کفش
یک ژاکت، برخی از لباس خواب / یک جفت لباس خواب
یک پیراهن، چند عینک / یک جفت عینک

گرفتن لباس - مرد - فرهنگ لغت انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره.

شما همه چیز را باهم ببندید
چیزی رو پاک میکنی
چیزی رو فشار میدهی
شما چیزی توری می کنید و سپس توری را می بندید.
شما چیزها را با هم می بندید / چیزی را تزیین می کنید.
چیزی رو میخوابی

مسواک زدن دندان ها، نخ دندان

مسواک زدن دندان ها، قلاب زدن - فرهنگ لغت انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره

مسواک زدن دندان ها، قلاب زدن - فرهنگ لغت انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره

جنی آب روی مسواک خود را اجرا می کند.
او خمیر دندان را بر روی مسواک خود فشار می دهد.

مسواک زدن دندان ها، قلاب زدن - فرهنگ لغت انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره
او مسواک خود را بالا و پایین و به عقب و جلو حرکت می کند.
دهانش را شستشو می دهد، آب را می گیرد، آن را به جلو و عقب می ریزد و آن را درون غرق می کند.

مسواک زدن دندان ها، قلاب زدن - فرهنگ لغت انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره
او مسواک خود را از بین می برد.
سپس او را در قفسه مسواک قرار می دهد.

مسواک زدن دندان ها، قلاب زدن - فرهنگ لغت انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره

او دندان هایش را با کشیدن قطعه ای از نخ دندان، زدن آن بین دندان هایش، و حرکت دادن آن به عقب و جلو و بالا و پایین.

برای توجه ویژه

- شما آب را پر کن چیزی با استفاده از آب از شیر آب یا لوله و اجازه دادن به جریان آب پس از ضربه به چیزی است.

- چیزی میاد جلو و عقب با رفتن از یک طرف به چند (<- و ->) چند بار.

- چیزی میاد بالا و پایین با رفتن به این جهات چندین بار

- شما لغزش چیزی جایی با حرکت آن به آرامی به یک فضای کوچک.

ساخت قهوه، ساخت چای

ساخت قهوه، ساخت چای - انگلیسی فرهنگ لغت عکس برای فعالیت های روزمره

ساخت قهوه (با قهوه ساز الکتریکی)

ساخت قهوه (با قهوه ساز الکتریکی)

پام قهوه ای را به فیلتر اضافه می کند.
سپس او را به قهوه تبدیل می کند
او با فشار دادن سوئیچ، دستگاه قهوه را تبدیل می کند.
آب گرم می شود و از طریق قهوه زمین و به داخل کافه بیرون می ریزد.

ساخت چای

ساخت چای

دن جوش آب را در یک چای سبز جوش می کشد.
او آب گرم را به یک قوری تبدیل می کند و بعضی از برگ های چای را اضافه می کند.
همانطور که برگ های چای در آب فرو می ریزند، آب چای می شود.
دان چای را درگیر می کند.

سپس او شکر و شیر را اضافه می کند و چای خود را تحریک می کند.

اولین چیز در صبح

اولین چیزی که در صبح است - دیکشنری انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره

اولین چیزی که در صبح است - دیکشنری انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره

ساعت زنگدار دن، زنگ می زند و او از خواب بیدار می شود.
او از تخت بیرون می آید او به حمام می رود

اولین چیزی که در صبح است - دیکشنری انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره

پس از استفاده از توالت و شستشوی آن، دستانش را شستشو می دهد.
او جیغ می کشد، تراشیده و دوش می کشد.

اولین چیزی که در صبح است - دیکشنری انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره

او خود را با حوله خشک می کند. سپس او موهای خود را برساند. او لباس می گیرد
او صبحانه می خورد و آن را می خورد. سپس او آپارتمان را ترک می کند.

توجه ویژه

بیدار شدن = خوابیدن

از خواب بیدار شوید + از خواب بیدار شوید، بیدار شوید، همانطور که در "چه زمانی از خواب بیدار شدی؟" "در 7: 00"

یک دوش بگیرید = خود را در دوش بشویید شما همچنین می توانید حمام بگیرید

دیگر راه های مودبانه برای گفتن استفاده از توالت "رفتن به حمام" و "استفاده از حمام"

هنگامی که توالت را می ریزید آب کاسه توالت را پاک می کند.