لباس پوشیدن - زنان

لباس پوشیدن - زنان - انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

لباس پوشیدن - زنان - انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

پام می کشد در برخی از شورت، یک سینه بند، یک لباس یا یک بلوز / پیراهن و یک سوال یا برخی از شلوار، و برخی از جوراب یا برخی از نایلون (جوراب ساق بلند)، برخی از جوراب شلواری.

پخت و پز برای آب و هوای گرم.

لباس پوشیدن - زنان - انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

اگر گرم باشد، پم لباس های سبک را با یک پیراهن پنبه ای کوتاه و آستین کوتاه و یک شورت کوتاه پنبه می پوشد. او بیرون از خانه بیرون می رود و صندل ها را در خارج از منزل می پوشد.
طرز تهیه این روش او را خنک نگه می دارد.

پانسمان برای تندر سرد

لباس پوشیدن - زنان - انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

اگر پم پوشید لباس های سنگین: پیراهن آستین بلند، پشم swaeatr، شلوار بلند و جوراب پشمی ضخیم.
قبل از رفتن در خارج از منزل، او را به یک کت سنگین و برخی از دستکش و یا دستکش قرار می دهد.
او یک گردن را در اطراف گردن خراش می دهد و یک کلاه و برخی چکمه ها را می کشد.
طرز تهیه این روش او را گرم نگه می دارد.

لباس پوشیدن - زنان - انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

پس از اینکه شما بر روی لباس خود قرار دادید، آنها را می پوشید: کراوات، ژاکت، پیراهن، بند، کفش های لباس، کلاه، تی شرت، پیراهن، تی شرت، شلوار جین، شورت، کفش های مد روز، صندل
این افراد لباس پوشیدن دارند این افراد لباس های گاه به گاه پوشانده اند.

برای توجه ویژه

- کسی که بیسکویت می رود بدون هیچ کفش و یا جوراب در پای خود حرکت می کند. پای او / لخت است.
- اگر چیزی را خنک نگه می دارد، به او کمک می کند تا باقی بماند.
- برخی از راه های صحبت در مورد آب و هوا:
+ استفاده از آن + BE + صفت: خارج از دسترس است.
+ از آن استفاده کنید + BE + the-ing form of a verbal weather: it's raining / It's snowing.

رانندگی همراه

رانندگی همراه

انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

رانندگی همراه انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

در یک تقاطع کیت برای نور قرمز متوقف شد.
وقتی نور سبز شد، پیش رفت.
یک بار او بیش از حد سرعت حرکت کرد.
یک افسر پلیس او را متوقف کرد و یک بلیط به او داد.

رانندگی همراه انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره
در پایان سفر او پارک کرد و ماشین را خاموش کرد.
کیت و دوستانش از ماشین خارج شدند و کیت آن را قفل کرد.

برخی از رانندگان چیز انجام می دهند

رانندگی همراه انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

تغییر خطوط، چرخش سمت چپ، چرخش راست
رفتن مستقیم، راه رفتن (ورود) بزرگراه، راه رفتن (خروج) بزرگراه
به حق راه میروم، کسی را میروم، به سمت کنار جاده میروم.

توقف گاز

رانندگی همراه انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

کیت به یک ایستگاه گاز کشیده شد و به یک پمپ کشیده شد.
او به همراهین گفت که چه نوع گازی را می خواهد و چه مقدار.
او گاز را برای او پمپاژ کرد و روغن را چک کرد.
سپس او به او پرداخت.

کار کردن با یک ماشین

کار کردن با یک ماشین

انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

تغییر چرخ دنده ها

اداره یک ماشین انگلیسی فرهنگ لغت عکس برای فعالیت های روزمره

کیت پدال کلاچ را روی دنده حرکت کرد و پا را از کلاچ گرفت.

سرعت بالا / پایین آوردن سرعت

اداره یک ماشین انگلیسی فرهنگ لغت عکس برای فعالیت های روزمره

کیت سریعتر حرکت کرد، شتاب دهنده را فشار داد.
همانطور که سرعت ماشین بالا میرفت، او به یک دنده بالاتر حرکت کرد.
برای کم کردن سرعت، کیت اجازه می دهد بر روی شتاب دهنده و به یک دنده پایین تر shilfted.
ماشین کاهش یافته است.

توقف

کیت در ترمز حرکت کرد.

عطف

کیت سیگنال نوشت و چرخ فرمان را عوض کرد.

اداره یک ماشین انگلیسی فرهنگ لغت عکس برای فعالیت های روزمره

وقتی تاریک شد، چراغها را روشن کرد.
وقتی باران می آید، او روی شیشه پاک کن شیشه ای را روشن کرد.

خوردن صبحانه

خوردن صبحانه

انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

پام و دن نشستن روی میز.
پام نوشیدنی برخی از قهوه از لیوان او و می خورد برخی از غلات.
دن نوشیدن چای و تخم مرغ را با گوشت گاو و نان می کند.
گاهی اوقات، نان تست خود را به زرده تخم مرغ خود می کشد.


همانطور که آنها غذا می خورند، کاغذ را می خوانند و کمی صحبت می کنند.
پس از خوردن، لب ها را با دستمالهای خود پاک می کنند و میز را ترک می کنند.

عازم

عازم

انگلیسی فرهنگ لغت تصویری برای فعالیت های روزمره

شروع از دیکشنری انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره

کیت در صندلی راننده نشست و دوستانش در صندلی های مسافر نشسته بودند.
کیت صندلی و آینه دید عقب را تنظیم کرد.
او کمربند ایمنی خود را به هم زد.
کیت کلیدی را در جرقه گذاشت

شروع از دیکشنری انگلیسی انگلیسی برای فعالیت های روزمره

... کلید را زد و ماشین را شروع کرد
او بیش از شانه اش را نگاه کرد و از کنار راهرو خارج شد.